تاریخ : یکشنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۵
4

مانیفست وجودی یک رییس جمهور به زبان شعر 

  • کد خبر : 25599
  • ۰۱ مهر ۱۴۰۳ - ۸:۵۸
مانیفست وجودی یک رییس جمهور به زبان شعر 

  در دیدارهای اخیر، دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در لحظاتی غیرمتعارف و معنادار که موقعیت بسیار رسمی هم بوده است ، اشعاری از منظومه‌ی مشهور «حیدربابایه سلام» را قرائت کرد؛ اشعاری که سرشار از اندوه جدایی، سوگواری بر از دست رفتن مهربانی‌ها و خشم پنهان نسبت به دسیسه و دورویی است. سرویس شرح نگار؛ […]

 

در دیدارهای اخیر، دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در لحظاتی غیرمتعارف و معنادار که موقعیت بسیار رسمی هم بوده است ، اشعاری از منظومه‌ی مشهور «حیدربابایه سلام» را قرائت کرد؛ اشعاری که سرشار از اندوه جدایی، سوگواری بر از دست رفتن مهربانی‌ها و خشم پنهان نسبت به دسیسه و دورویی است.

سرویس شرح نگار؛ سجاد یوسفی

این انتخاب، به خودی خود، حامل پیامی روشن‌تر از بسیاری از نطق‌های رسمی بود: گفت‌وگو با ملت خود و دیگر ملت ها نه از موضع قدرت، بلکه از جایگاه یک هم‌درد، یک فرزند و یک پدر نگران.

 

واگویه‌ای از رنج، شرم و دعوت به بازگشت

اشعار قرائت‌شده، انعکاس‌دهنده روحیه‌ای است که پزشکیان در سال‌های فعالیت خود، چه در طبابت و چه در سیاست، همواره از خود نشان داده: فرار از حاکمیت جداافتاده از مردم، احساس شرمندگی از رنج‌های ملت، و تلاش برای حفظ اخلاق و مهربانی در متن سیاست.

 

پزشکیان از آغازین روزهای ورود به عرصه‌ی قدرت، بر این باور پای فشرده است که جدایی از مردم، بزرگ‌ترین آسیب به مشروعیت و معنویت یک حکومت است. او آشکارا با خواندن این اشعار، پیام می‌دهد که ریشه‌ی دردهای جامعه را در دور شدن از اخلاق، مهربانی و انسجام جمعی می‌داند و آرزو دارد که کشور، دوباره به آن وحدت و صفای گمشده بازگردد، گویی این اشعار حامل نسخه او برای مداوای رنج روح جمعی است.

 

خشم فروخورده، نه هیاهوی پوچ

بندهای پرحرارت شعر که از «شیطان‌صفتی»، «قهر فلک»، و «دسیسه‌های پنهان» سخن می‌گویند، به‌وضوح نشان می‌دهند که پزشکیان تنها در پی تسلی‌دادن نیست، بلکه از وضع موجود خشمگین است؛ هرچند این خشم را نه در شعارهای خود، بلکه در زبان اندوه و شعر جاری می‌کند. او تلاش می‌کند بدون تهدید یا تخریب، با زبان وجدانی و فرهنگی، نقد خویش را به گوش همگان برساند.

 

پزشکیان؛ سیاستمداری با صداقت شاعرانه

در دورانی که فاصله‌ی میان قدرت و ملت، هر روز بیشتر احساس می‌شود، پزشکیان با این حرکت، پیامی متفاوت ارسال کرده است: دعوت به گفت‌وگو، بازسازی اعتماد از مسیر انسانیت، و پرهیز از سیاست بی‌روح. او به جای استفاده از القاب و وعده‌های کلیشه‌ای، با مردم از آنچه در دل دارد سخن می‌گوید: دغدغه، درد، و آرزوی بازگشت به خوبی‌های ازدست‌رفته.

 

شعر «حیدربابا» در دهان پزشکیان، دیگر صرفاً یک خاطره‌ی نوستالژیک از روستاها و دوران ساده‌ی کودکی نیست؛ بلکه بیانیه‌ای اخلاقی برای عصر ماست: بازگشت به ریشه‌های انسانیت پیش از آنکه دیر شود.

 

در زمانه‌ای که بسیاری از سیاستمداران، واژه‌ها را چون ابزارهایی بی‌جان به کار می‌برند، پزشکیان نشان داده است که زبان سیاست هنوز می‌تواند صادق، شاعرانه و وجدانی باشد. اشعاری که خوانده شد، به مردم گفت که هنوز کسی هست که رنجشان را نه برای بهره‌برداری سیاسی، بلکه برای همدردی انسانی، می‌فهمد و می‌خواهد که همراهشان باشد.

 

این همان سیاستی است که در اعماق آن، امید به ترمیم اخلاق عمومی و بازسازی اعتماد ملی زنده می‌ماند.

 

نویسنده: دکتر سجاد یوسفی ؛ پژوهشگر فلسفه و‌ روانشناسی

لینک کوتاه : http://sharhnegar.ir/?p=25599

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

سامانه جامع رسانه های کشور