تاریخ : سه شنبه, ۶ مرداد , ۱۴۰۵
4
اختصاصی شرح

مدرسه‌ای که دیگر «مکان» نیست: پدیدارشناسی پوچی در سیاست‌های آموزشی

  • کد خبر : 25595
  • ۰۱ آبان ۱۴۰۳ - ۸:۵۴
مدرسه‌ای که دیگر «مکان» نیست: پدیدارشناسی پوچی در سیاست‌های آموزشی

مدرسه‌ای که دیگر «مکان» نیست: پدیدارشناسی پوچی در سیاست‌های آموزشی 💠 بعد از خبر کاهش شدید نمرات کنکور و نشان از سقوط نگران کننده نظام آموزشی از سوی دانش آموزان ، پدیده‌ای دیگر ما را غافل گیر کرد در تصمیمی عجولانه، وزارت آموزش‌وپرورش با هدف صرفه‌جویی در مصرف برق، ساعات مدرسه را کاهش داد و […]

مدرسه‌ای که دیگر «مکان» نیست: پدیدارشناسی پوچی در سیاست‌های آموزشی

💠 بعد از خبر کاهش شدید نمرات کنکور و نشان از سقوط نگران کننده نظام آموزشی از سوی دانش آموزان ، پدیده‌ای دیگر ما را غافل گیر کرد

در تصمیمی عجولانه، وزارت آموزش‌وپرورش با هدف صرفه‌جویی در مصرف برق، ساعات مدرسه را کاهش داد و جابه‌جا کرد؛ گویی مدرسه را با کارخانه‌ای اشتباه گرفته‌اند که با خاموش‌کردن چراغ‌ها، می‌توان آن را مدیریت کرد. اما این تصمیم، چیزی فراتر از یک سیاست انرژی است؛ نشانه‌ای‌ست از انکار وجودی نهاد آموزش به‌مثابه تجربه‌ای انسانی و زنده.

 

مدرسه، دیگر جایی برای «شدن» نیست.

در پدیدارشناسی وجودی، «مکان» صرفاً محل نیست، بلکه بستری برای «تجربه‌ی زیسته» است؛ جایی که فرد، خود را در نسبت با دیگری، با زمان، با افق آینده درمی‌یابد. مدرسه، به‌مثابه مکانی برای شدن، اکنون به یک تقویم اداری، به جدولی از ساعات خاموش و روشن تقلیل یافته است. کودک، نه به‌مثابه «سوژه‌ی یادگیرنده»، بلکه به‌مثابه «مصرف‌کننده‌ی برق» دیده می‌شود.

 

حذف حضور، تقلیل معنا

وقتی ساعات مدرسه جابه‌جا می‌شود، در ظاهر چیزی جز تغییر زمان اتفاق نمی‌افتد؛ اما در سطح پدیداری، «نظم زمان‌مند وجودی» کودکان و نوجوانان مختل می‌شود. این تصمیم، آموزش را به امری حاشیه‌ای تقلیل می‌دهد؛ گویی می‌توان آن را با تنظیم یک ولوم یا کلید خاموش/روشن کنترل کرد.

 

بی‌جایگاه شدن نهاد آموزش

چنین تصمیم‌هایی پژواکی است از یک بحران عمیق‌تر: فقدان «جایگاه هستی‌شناختی» برای آموزش در ساختار قدرت. آموزش، نه به‌مثابه امری بنیان‌گذار، بلکه به‌مثابه زائده‌ای اضافی، مزاحم و هزینه‌بر دیده می‌شود. نتیجه آن است که نه‌فقط دانش‌آموز، بلکه مدرسه، معلم، و خود یادگیری به‌تدریج از صحنه وجودی جامعه حذف می‌شوند.

 

فرسایش در لایه‌های نادیدنی

وقتی کودک تجربه‌ی مدرسه را نه چون لحظه‌ای از شدن، بلکه چون تکلیف اداری، یا حتی محرومیت و حذف زیسته می‌کند، ما نه‌فقط آموزش، که آینده را از دست داده‌ایم. در این وضعیت، مدرسه دیگر فضایی برای همزیستی و معنا نیست، بلکه صرفاً مکانی برای حضور فیزیکی بی‌حاصل می‌شود؛ حضوری که نه دیده می‌شود، نه فهمیده، و نه پرورانده می‌شود.

 

پدیدارشدن یک بی‌معنایی نظام‌مند

از دیدگاه پدیدارشناسی وجودی، فاجعه زمانی رخ می‌دهد که ساختارها دیگر حامل معنا نباشند. وقتی مدرسه دیگر معنای یادگیری را منتقل نمی‌کند و آموزش به سیاست صرفه‌جویی تقلیل می‌یابد، آنچه فرومی‌پاشد فقط نظام آموزشی نیست، بلکه امکان زیستن در جهانی معنادار است.

 

در جهانی که کودک، دانش‌آموز و معلم فراموش شده‌اند، نخستین گام نجات، به‌رسمیت شناختن تجربه زیسته آن‌هاست. نه با شعار، نه با بخشنامه، بلکه با بازسازی رادیکال معنای آموزش به‌مثابه فضایی برای رشد، همزیستی، و آینده‌سازی.

لینک کوتاه : http://sharhnegar.ir/?p=25595

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

سامانه جامع رسانه های کشور