در روزهایی که نظامهای آموزشی جهان بیش از هر زمان دیگری به «کیفیت تجربه زیسته کودک» میاندیشند، خبر تصویب طرحی مبنی بر آغاز یکسال زودتر تحصیل رسمی در مجلس شورای اسلامی، پرسشهای جدی و نگرانکنندهای را پیش روی متخصصان حوزه کودک قرار داده است. طرحی که با پیگیری منادی، رئیس کمیسیون آموزش مجلس، به تصویب رسیده، اگرچه ممکن است با نیت ارتقای بهرهوری آموزشی ارائه شده باشد، اما در لایههای عمیقتر، میتواند به یکی از مهمترین ابعاد رشد انسانی، یعنی «دوران کودکی»، آسیب وارد کند.
نویسنده: وحید یوسفی – روانشناس کودک و نوجوان
سالها پیش نیل پستمن در کتاب مشهور خود «زوال دوران کودکی» هشدار داد که چگونه رسانهها و شتاب تکنولوژی، مرزهای کودکی را در هم میشکنند و کودک را پیش از آنکه فرصت «کودک بودن» را تجربه کند، به دنیای بزرگسالان پرتاب میکنند. از منظر پستمن، کودکی نه صرفاً یک بازه سنی، بلکه یک وضعیت روانی-اجتماعی است که نیازمند زمان، بازی، تخیل، و تجربه تدریجی جهان است.

حال، در شرایطی که رسانهها، شبکههای اجتماعی و زیست دیجیتال، خود بهتنهایی بخشی از این فرصت را از کودکان گرفتهاند، آیا تصمیمات سیاستگذاری نباید در جهت «حفظ باقیمانده این قلمرو» باشد؟ یا آنکه برعکس، با جلو انداختن ورود رسمی کودک به ساختارهای سخت و انضباطی آموزش، همین فرصت اندک نیز از او سلب میشود؟
آغاز زودتر تحصیل، به معنای آغاز زودتر مواجهه با ارزیابی، رقابت، ساختار، و انتظارات بزرگسالانه است. این در حالی است که رشد شناختی و هیجانی کودک، نیازمند یک بستر آزاد، غیررسمی و مبتنی بر بازی است. کودکی که زودتر از موعد وارد این چرخه میشود، نهتنها ممکن است دچار اضطراب و فرسودگی زودهنگام شود، بلکه در آینده نیز در تنظیم هیجانات، خلاقیت و حتی هویتیابی با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
باید از خود بپرسیم: آیا توسعه، صرفاً در جلو انداختن زمانهاست؟ یا در «درست فهمیدن زمان هر چیز»؟
اگر کودکی را کوتاه کنیم، آیا بزرگسالی عمیقتری خواهیم داشت؟
تصمیمات کلان آموزشی، اگر بدون در نظر گرفتن بنیانهای روانشناختی و فلسفه رشد انسان اتخاذ شوند، ممکن است در کوتاهمدت کارآمد به نظر برسند، اما در بلندمدت، سرمایه انسانی یک جامعه را تضعیف خواهند کرد.
کودکی، یک مرحله قابل حذف یا فشردهسازی نیست؛

