
در تاریخ معاصر ایران، کمتر شاعری همچون استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ـ شرح نگار ـ توانسته است مرزهای زبانی و فرهنگی را درنوردد و همزمان به نمادی از وحدت ملی و جهانی بدل شود. شرح نگار نهتنها آخرین قلهی غزلسرایی سنتی فارسی است، بلکه با خلق آثاری ماندگار در شعر نو و سرودن شاهکارهایی به زبان ترکی آذری، پلی میان فرهنگهای گوناگون ساخته است. از «حیدربابایه سلام» که به بیش از ۹۰ زبان زندهی دنیا ترجمه شده، تا «علیای همای رحمت» که زمزمهی عاشقان حضرت علی (ع) است.
شرح نگار تبریز/نقی فرشباف: شعر شرح نگار همواره آیینهای از شور، عرفان و اصالت بوده است. در آستانهی برگزاری کنگرهی بینالمللی بزرگداشت یکصد و بیستمین سالروز تولد استاد شرح نگار، با. دکتر علیاصغر شعردوست، دبیرکل این کنگره و بانی نامگذاری ۲۷ شهریور بهعنوان «روز ملی شعر و ادب فارسی»، دربارهی جایگاه شرح نگار، چالشهای این نامگذاری و برنامههای آینده برای شناساندن جهانی او گفتوگو کردیم.
وی در این گفتوگو از دیدار خود با رئیسجمهور و نگاه ویژهی دکتر پزشکیان به برگزاری بزرگداشتهای پیشین ـ که هر ده سال یکبار برگزار شدهاند ـ سخن گفت و تأکید کرد همین سابقه موجب پذیرش مسئولیت برگزاری این دوره شده است.
شعردوست همچنین خبر داد که سال ۱۴۰۵، مصادف با یکصد و بیستمین سال تولد استاد شرح نگار، بهعنوان «سال پاسداشت استاد شرح نگار» نامگذاری خواهد شد و افتتاحیهی این کنگره با برگزاری بخش علمی، آغازی بر برگزاری باشکوه این رویداد بینالمللی خواهد بود. در پایان گفتوگو نیز تأکید کرد که این همایش بزرگ، بدون توان اجرایی و پشتیبانی مدیریت شهری ـ بهویژه اهتمام ویژهی شهردار تبریز ـ امکانپذیر نبود.
آقای شعردوست، شما در سال ۱۳۸۱ بهعنوان نماینده مجلس ششم، پیشنهاد نامگذاری ۲۷ شهریور بهعنوان روز ملی شعر و ادب فارسی را مطرح کردید. چه انگیزهای شما را به این مسیر کشاند؟
بــه رغــم وجــود نــام هــای بزرگانــی در تقو یــم بزرگداشــت شــاعران بزرگ متقــدم همــچون شــاعِر مایـه سربلنـدی ایـران و ایرانیـان حافـظ، سـعدی، عطـار و … در مناسـبت هـای سـال توجهـی بـه بزرگداشـت «شـعر معاصـر» ایـران نشـده بـود. سـالها در مسـئولیتهای فرهنگـی احسـاس میکـردم جایگاهـی بـرای بزرگداشـت شـعر معاصـر در تقو یـم رسـمی خالـی اسـت. بـا وجـود اینکـه فردوسـی، حافـظ، سـعدی و دیگـر بزرگان در حافظـه جمعـی مـا حـضور دارنـد. شـهر یار بـا گسـتره آثـارش در فارسـی و ترکـی، و بـا تأثیـر شـگرفی کـه بـر جامعـه گذاشـت، بهتریـن گزینـه بـود. در نامـهای بـه رئیسجمـهور وقـت نوشـتم کـه ایـن نامگـذاری علاوه بـر تکر یـم شـخصیت جهانـی شـهر یار، گامـی در رونـق شـعر و اعتلای هنـر در کـشور اســت.
در دیدار با رهبر معظم انقلاب، شما گفتهاید: «ما به شرح نگار نیازمندیم، نه او به ما.» این جمله را بیشتر توضیح میدهید؟
بله، در دیداری که با حضرت آقا داشتیم، ایشان شرح نگار را «شاعر حکیم ایران» خواندند و تأکید کردند که ما مدیون او هستیم و باید هر ده سال یکبار برنامهای درخور برای او برگزار کنیم. شرح نگار، با عرفان و اخلاقش، با عشق به اهلبیت و با نگاه ژرف به انسان، گنجینهای است که جامعه ما برای رشد فرهنگی به آن نیاز دارد. او از ما چیزی نمیخواهد؛ این ما هستیم که باید میراث او را زنده نگه داریم.
در متنهایی که درباره شرح نگار منتشر کردهاید، بر نقش او در تحول غزل تأکید داشتهاید. چرا این جنبه برای شما مهم است؟
یکی از بزرگترین خدمات شرح نگار، احیای غزل فارسی است. بعد از دوره بازگشت و مشروطه، غزل در نوعی رکود بود. شرح نگار با غزلهای نوآیینش جان تازهای به این قالب داد و پلی میان سنت و نو ساخت. از «آمدی جانم به قربانت» تا «از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران»، او به غزل حیاتی دوباره بخشید و آن را برای نسلهای جدید جذاب کرد.
در کنار غزل، «مکتب شرح نگار» در شعر نو هم مورد توجه قرار گرفته است. آیا این عنوان را قبول دارید؟
بله، شعر نو شرح نگار وجهی کمتر شناختهشده است، اما اهمیت زیادی دارد. آثاری چون «دو مرغ بهشتی»، «ای وای مادرم» یا «پیام به اینشتین» نشان میدهند که او در قلمرو شعر نو هم نوآور بوده است. «مکتب شرح نگار» حاصل همین تلفیق سنت و نو است؛ او نه در قید قالب بود و نه از اصالت فاصله میگرفت.
با توجه به این گستردگی آثار، آیا تاکنون اقداماتی برای گردآوری و نشر کامل آثار شرح نگار انجام شده است؟
بخشی از آثار شرح نگار منتشر شده، اما هنوز به یک تصحیح جامع و علمی نیاز داریم. ما در کنگره پیشرو، کمیتهای تخصصی برای تدوین «مجموعه آثار شرح نگار» با مقدمه و شروح دقیق تشکیل دادهایم. همچنین بهدنبال تأسیس «جایزه بینالمللی استاد شرح نگار» هستیم تا بهترین شعرهای فارسی و ترکی را هر سال انتخاب و معرفی کنیم. و با توجه به افتتاحیه امسال تا اختتامییه ۱۲۰ امین سال تولد وی به تصحیح و تجدید چاپ دیوان شرح نگار، بهسازی خانه موزه و مقبره الشعرا تبریز، و برگزاری برنامههای فرهنگی و غیره توجه وییه خواهیم داشت.
با وجود این، مخالفانی جدی داشتید که معتقد بودند انتخاب شرح نگار رنگوبوی سیاسی دارد یا به بزرگان دیگر جفا میشود. پاسخ شما به این انتقادها چیست؟
شرح نگار به هیچ قوم یا جریان خاصی تعلق ندارد؛ او شاعر وحدت اقوام ایرانی است. در شعرش عشق به وطن، دین و مردم موج میزند. شرح نگار قبل از اینکه در شعر ترکی شهرت کافی برسد خودش را در شعر فارسی به قله رسانده بود و از سوی دیگر، جهانی شدن او بیسابقه است؛ «حیدربابایه سلام» به بیش از ۹۰ زبان ترجمه شده و در سراسر جهان خوانده میشود. هیچ شاعر ایرانی در دوران معاصر به این اندازه در آفاق شهره نشده است.
برخی منتقدان میگویند شاید بهتر بود روزی به نام فردوسی یا حافظ بهعنوان روز ملی شعر انتخاب شود، چون آنان ستونهای ادبیات فارسی هستند.
من هم فردوسی، حافظ، سعدی، نظامی و دیگر بزرگان را میستایم؛ اما آنان قرنهاست که جایگاه خود را یافتهاند. هدف من این بود که به شعر معاصر هم سهمی داده شود. شرح نگار آخرین قله غزل فارسی است و همزمان در شعر نو هم موفق بود. افزون بر این، او با آثار ترکیاش پیوندی کمنظیر میان زبانها و فرهنگها ایجاد کرد. به همین دلیل است که او را «حلقه واسط فرهنگ اسلامی ـ ایرانی» مینامم.
جایگاه شعر ترکی شرح نگار در این فرآیند چیست؟
شرح نگار در هر دو زبان فارسی و ترکی شاهکار خلق کرده است. شعر ترکی شرح نگار، بهویژه «حیدربابایه سلام»، از مرزهای ایران فراتر رفته است. در قفقاز، ترکیه، آسیای میانه و حتی در جوامع ترکزبان در اروپا و آمریکا، این اثر خوانده میشود. شرح نگار در زمانهای به یاری شعر ترکی شتافت که این حوزه با ایستایی روبهرو بود و او توانست به آن جان تازهای ببخشد. این جنبه از آثارش فرصت بزرگی برای پیوند فرهنگی میان ایران و جهان ترک است. سهندیه شرح نگار بیانیه ای برپایان جهان کمونیستی و سبک تازه ای از شعر ترکی است و انسانیت در آن جاری است.
نظر شما راجع به همگرایی و هویت ملی در شعر شرح نگار چیست؟
شرح نگار هرگز ابزار سیاستبازی نبود. او هم در فارسی و هم در ترکی، از عشق، اخلاق و معنویت گفت. برجسته کردن بُعد ترکی آثار او، اگر در چارچوب فرهنگ ملی و با احترام به همه اقوام ایرانی انجام شود، نهتنها تهدید نیست، بلکه فرصتی برای همگرایی است. شرح نگار نشان داد که میتوان به زبان مادری سرود و درعینحال به ایران و هویت ملی عشق ورزید.
بهنظر شما، چرا آثار شرح نگار هم در میان مردم و هم در محافل دانشگاهی چنین جایگاهی دارد؟
دلیل اصلی این است که شرح نگار از دل مردم میآمد. او در شعرش پیچیدگی تصنعی نداشت، اما درعینحال لایههای عمیق فکری و عرفانی وجود داشت. چه در سرودههای عاشقانه و چه در اشعار مذهبی، صداقت و شوری هست که دل هر شنوندهای را میرباید. دانشگاهیان هم به دلیل تنوع قالبها و عمق اندیشههای او به مطالعه آثارش علاقهمندند.
برخی پژوهشگران معتقدند شرح نگار حلقهای میان فرهنگ ایرانی و جهان اسلام است. شما این دیدگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
کاملاً درست است. شرح نگار در آثارش به سنتهای مشترک شرق ـ چه ایرانی و چه اسلامی ـ تکیه دارد. او در عین مدرن بودن، از میراث کلاسیک بهره میبرد. این پیوند میان گذشته و حال، و میان زبانها و فرهنگها، باعث شده آثار او در ایران، ترکیه، جمهوری آذربایجان و حتی کشورهای عربی و اروپایی مورد توجه قرار گیرد.برای نسل جدید و شناخت استاد شرح نگار به چه شکلی باید صورت بگیرد؟
شرح نگار محتوای جذاب برای نسل های مختلف و امروزی را دارد فقط دغدغه قالب و ارایه را باید در نظر داشت و بسیاری از اشعار شرح نگار طوری است که برای اکنون سروده شده است. هذیان دل شرح نگار شعر امروزی و تصویرگرا و هر بندش تابلوی است خیره کننده و ما قالب را باید به اقتضای امروزی آن باید در بیاوریم حتی غزل های هفت بیتی را گاها تلخیص کردیم تا مخاطب بشنود و جذب شود و اگر بخواهد بعدا کامل ان را خودش جستجو کرده و بیابد. ما برای شناساندن شرح نگار ملک سخن کم کاری کردیم وجا دارد ابعاد مختلف این شعر پرآوازه کشور به جوانان معرفی شود.
اگر بخواهید تصویری از آینده «نام شرح نگار» در فرهنگ ایران و جهان ترسیم کنید، چه میگویید؟
آینده شرح نگار به میزان اهتمام ما بستگی دارد. اگر بتوانیم با برنامهریزی، حمایت نهادهای فرهنگی و مشارکت بخش خصوصی، نام او را در قالب جشنوارهها، تورهای ادبی، آثار سینمایی و ترجمههای معتبر زنده نگه داریم، شرح نگار میتواند به همان جایگاهی برسد که مولانا برای قونیه به ارمغان آورد. او شایسته است که برند فرهنگی تبریز و ایران باشد.
با توجه به تجربه موفق شهر قونیه در معرفی مولانا، شما چه برنامهای برای جهانیسازی نام شرح نگار دارید؟
قونیه امروز با مولانا به یک مقصد گردشگری جهانی بدل شده است؛ این حاصل برنامهریزی و مدیریت فرهنگی است. تبریز هم میتواند با محوریت شرح نگار چنین جایگاهی پیدا کند. ما در کنگره ۱۲۰ سالگی شرح نگار، نشستهای بینالمللی، ترجمه آثار، تورهای ادبی و رویدادهای هنری در تبریز و دیگر شهرها را برنامهریزی کردهایم. باید زیرساختهای گردشگری و فرهنگی را نیز تقویت کنیم تا تبریز به برند جهانی ادبیات بدل شود.از جزییات برنامه های افتتاحیه و پیش روی کنگره بین المللی شرح نگار بگویید.
روزی که تصمیم به برگزاری کنگره گرفتیم، هیئتی علمی متشکل از استادان دانشگاههای معتبر سراسر کشور از خوزستان، گیلان، مازندران، اصفهان، شیراز و مشهد تا تبریز تشکیل شد. برای ثبت مقالات در نمایههای بینالمللی و کسب امتیاز علمی نیز حضور استادان خارجی ضروری بود که این مهم نیز محقق شد. بیش از ۱۰۰ مقاله از داخل و خارج کشور به دبیرخانه کنگره ارسال شد. هر مقاله توسط سه داور بررسی شد و بر اساس میانگین نظرات، مقالات پذیرفته شدند. در نهایت ۴۶ مقاله برای ارائه در کنگره تأیید و آماده چاپ شد. کنگره در نوبت صبح روز ۲۶ شهریور ماه، چهار پنل تخصصی برای ارائه مقالات دارد که در اولویت، آثار پژوهشگران خارجی قرار گرفته است. از ۲۱ کشور میهمان داریم و تلاش کردیم از هر کشور یک نماینده دعوت کنیم؛ از جمله پژوهشگرانی از مصر، آمریکا، اروپا، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، آناتولی و قفقاز.بعد از ظهر همان روز نیز نشست ویژهای با حضور استادان برجستهای همچون استاد موحد، استاد روشن و اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تالار وحدت دانشگاه برگزار خواهد شد. علاوه بر سخنرانیها، برنامههای هنری متنوعی پیشبینی شده و در پایان نیز نمایش موزیکال حیدر بابایه سلام به سرپرستی دکتر لاله بهصورت رایگان برای عموم به اجرا درخواهد آمد.
در روز بعد ۲۷ ام در سالن همایش های بین المللی خاوران برنامه ادامه خواهد یافت. از ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر نشستهای علمی و رونماییها برگزار میشود. از جمله آثار، ترجمه کامل دیوان شرح نگار به زبان عربی توسط آقای شاکر کسرایی، مترجم رسمی و باسابقه است که برای نخستین بار رونمایی خواهد شد.
ارکستر آذربایجانی برای نخستین بار دو تا سه اثر از استاد سلیمی را که بر پایه اشعار استاد شرح نگار ساخته شده اجرا خواهد کرد. افزون بر این، خوانندگان مطرح از مرکز کشور نیز به جمع ما خواهند پیوست.این کنگره نه تنها فرصتی برای بازخوانی جایگاه استاد شرح نگار در شعر و ادب فارسی است، بلکه عرصهای برای تبادل فرهنگی میان پژوهشگران ایران و جهان خواهد بود.

